بازخوانی گفتگوی ادیان در نگارۀ «حضرت موسی (ع) و عوج» از آثار عصر قراقویونلوها؛ بر مبنای مفهوم چندصدایی باختینی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار هنرهای اسلامی، گروه هنرهای صناعی، دانشکده میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری، دانشگاه مازندران، ایران.

10.22077/nia.2026.9936.1982

چکیده

برقراری حاکمیت ترکمانان قراقویونلو در ایران، با گرایش آنان به تشیع، موجبات شکل‌گیری آثاری را فراهم نمود که اگرچه متأثر از ایدئولوژی مسامحه دینی بوده که با ورود مغولان به ایران صورت گرفته، لیکن همچون سندی، بیانگر شرایط زمانۀ خود نیز می‌باشند. در این میان، نمونه‌های مصوری از جملۀ، نگارۀ «حضرت موسی(ع) و عوج» از اواسط سدۀ نهم هجری و در مدت کوتاه حکمرانی پیربوداق؛ از نوادگان مؤسس سلسلۀ قراقویونلو، برجای‌مانده که علاوه بر تحول و پیشرفت در هنرها بیانگر هم‌زیستی ادیان و درواقع گرایش از تعصبات مذهبی به سمت مصلحت‌گرایی نیز می‌باشند. لذا در این پژوهش برآنیم برمبنای یک روش نوینِ نگریستن به متن یعنی چندصدایی و در پی آن توجه به دیگری؛ از مفاهیم اساسی رویکرد گفتگومندی باختین، به تحلیل اثر بپردازیم که گفتگوی ادیان و چندصدایی با توجه به نگارۀ حضرت موسی و عوج چگونه می‌توانند مخاطب را به شناخت و تحلیل بافتار متن یعنی عصر حکومت قراقویونلوها منتهی سازند؟ هدف، خوانش اثر حول محور گفتگوی میان ادیان در این نگاره و نیز درک جهان برونِ متن؛ شرایط سیاسی- اجتماعی قراقویونلوها، از دریچۀ تصویر بوده است. زیرا برای باختین، وجودِ دیگری و رابطۀ خود و دیگری یعنی چندصدایی در متن می‌تواند منجر به پدیدارشدن شکل تکامل‌یافتۀ اثر و در نهایت، بیان مفهوم نهایی آن شود. یافته‌های پژوهش که به صورت کیفی و روش توصیفی- تحلیلی، بر مبنای چندصدایی انجام گرفته‌اند، نشان می‌دهند، برخلاف عنوان نگاره، یعنی حضرت موسی و عوج؛ هدف هنرمند صرفاً سخن‌‌گفتن از آن به عنوان یک «دیگریِ» برخاسته از بافتار نبوده است. بلکه، هم‌نشینی مؤلفه‌های سه دین ابراهیمی با نشانه‌های خاصِ خود در نگاره، توانسته بیانگر گریز از تک‌صدایی و شکل‌گیری چندصدایی و برقراری گفتگوی ادیان شود. اگرچه در این صحنه، وجود پیامبران سه دین سرنوشت‌ساز ابراهیمی به‌نوعی، احترام به دیگری قلمداد شده لیکن، صدای برخاسته از فرهنگ تشیع قراقویونلوها، بیش از دیگران در متن اثرگذار بوده است. می‌توان گفت، نگارگر برای روایتِ کامل فرهنگ شیعه؛ به عنوان فرهنگی زنده و مورد توجه قراقویونلوها، با توسل به عناصر فرهنگ دیگران، محتوای اثر خود را تکمیل و صورت آن را عینیت بخشیده است. یعنی، نگاره با وجود «دیگرانِ» برخاسته از یک واقعیت اجتماعی؛ وجود حضرت موسی و مسیح از دیگر ادیان ابراهیمی، توانسته بر ماهیت شیعه‌گرایی آمیخته با مصلحت‌اندیشی عصر قراقویونلوها تأکید نماید. زیرا، «دیگران» با حضورشان در متن، این امکان را برای هنرمند ایجاد کرده‌ که بتواند از تمام زوایا، فرهنگ اسلامی را به‌عنوان کمال‌بخش و تکمیل‌کنندۀ ادیان دیگر، به مخاطب القا نماید تا از این منظر، تداعی‌گر فرهنگ حاکم در این زمانه نیز باشد. شایان ذکر است، این‌گونه تصاویر، جدای از بیان ارادت خالصانۀ قراقویونلوها به تشیع، موقعیت و اعتبار سیاسی را نیز برایشان به‌ارمغان داشته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Rereading the dialogue of religions in the painting "prophet Moses and UJ" from the Qara Qoyunlu era; based on Bakhtinian polyphony

نویسنده [English]

  • zahra Mehdipour Moghaddam
Assistant Professor of Islamic Arts, Department of Industrial Arts, Faculty of Cultural Heritage, Handicrafts and Tourism, University of Mazandaran, Iran.
چکیده [English]

The establishment of Qara Qoyunlu rule in Iran, with their inclination towards Shi'ism, provided the grounds for the formation of works that, although influenced by the ideology of religious tolerance that emerged with the Mughal invasion of Iran, can nonetheless serve as documents reflecting the social, political, and religious conditions of their time. Among these, illustrated examples, such as the painting "Prophet Moses and UJ" from the mid-9th century during the short reign of PirBudaq, a descendant of the Qara Qoyunlu founder, have survived. That, in addition to demonstrating artistic development and progress, also signify the coexistence of religions and, in fact, a shift from religious fanaticism towards pragmatism. Therefore, we aim to analyze the work based on a new method of looking at text, namely polyphony, and subsequently, attention to the "other"; these are fundamental concepts of Bakhtin's dialogism approach that, how can the dialogue of religions and polyphony lead the audience to understand and analyze the context of the text, which is the era of Qara Qoyunlu rule? The objective was to read the work, the dialogue between religions in this painting, and also to understand the world outside the text; the political-social conditions of the Qara Qoyunlu, through the lens of this painting. Because for Bakhtin, the existence of the "other" and the relationship between self and other, can lead to the emergence of the evolved form of the work and, ultimately, express its final meaning. The findings, conducted using a descriptive-analytical method, show that, contrary to the title of the painting, namely Prophet Moses and UJ, the artist's aim wasn't merely to speak of it as another arising from the context. Rather, the juxtaposition of elements from the three Abrahamic religions with their specific signs in the painting has been able to express an escape from monophony and the formation of polyphony and the establishment of a dialogue of religions. Although in this scene, the presence of prophets from the three destiny-making Abrahamic religions was, in a way, a respect for the other, the voice arising from the culture of Qara Qoyunlu Shi'ism was more influential in the text than others. It can be said that the painter, to fully narrate the Shi'ite culture; as a living and believable culture favored by the Qara Qoyunlu, by resorting to elements of other cultures, completed the content of his work and materialized its form. It Mean's, the painting, despite the "others" arising from a social reality; from other Abrahamic religions, has been able to emphasize the nature of Shi'ism mixed with the pragmatism of the Qara Qoyunlu era. Because "others," by their presence in the text, created the possibility for the artist to instill Islamic culture, as a successor to other religions, in the audience, so that from this perspective, they would also be reminiscent of the dominant culture of that era. It's worth noting that such picture, apart from expressing the sincere devotion of the Qara Qoyunlu to Shi'ism, also brought them political position and credibility.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Qara Qoyunlu
  • The painting "؛ Prophet Moses and Uj"؛
  • Dialogue of Religions
  • Polyphony
  • Political Legitimacy
  • قرآن کریم. مترجم: مهدی الهی قمشه‌ای، تهران: قلم و اندیشه.

    آروین، شکوفه. (1397). «مطالعۀ تطبیقی فیلم و رمان جنگ در ایران از منظر حضور "دیگری" با تکیه بر آرای باختین». پایان‌نامۀ دکترا، دانشگاه الزهرا، دانشکدۀ هنر.

    آژند، یعقوب (1398). «شیوۀ شیراز مکتب ترکمانان». هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دوره بیست‌و‌چهارم، شمارۀ 4، صص. 56ـ49.

    احمدی، بابک. (1380). ساختار و تأویل متن: نشانه‌شناسی و تأویل متن. تهران: مرکز.

    احمدی، نزهت؛ جوزانی، اعظم (1390). «مشروعیت سیاسی در رویکردهای مذهبی حکومت ترکمانان قراقویونلو و آق‌قویونلو». تاریخ اسلام و ایران، سال بیست‌و‌یکم، شمارۀ 12 (پیاپی 97)، صص. 12ـ1.

    افشاری، مرتضی؛ آیت‌اللهی، حبیب‌الله؛ رجبی، محمدعلی (1389). «بررسی روند نمادگرایی شمایل‌ها در نگارگری اسلامی ازمنظر نشانه‌شناسی». مطالعات هنر اسلامی، شمارۀ 13، صص. 56ـ37.

    افشاری، مهران (1387). «از عوج‌ بن عنق تا گَندَروِ دیو». اندیشه و زبان پاژ (جشن‌نامۀ خالقی‎مطلق)، سال اول، شمارۀ 4، صص. 164ـ157.

    انصاری، منصور. (1384). دموکراسی گفت‏وگویی. تهران: مرکز.

    باختین، میخائیل میخائیلوویچ. (1400). هنر و پاسخگویی: نخستین جستارهای فلسفی. مترجم: سعید صلح‌جو، تهران: نیلوفر.

    بشیری، علی‌اصغر؛ محمدی، علی (1393). «ریشه‌یابی نبرد سام با عوج‌ بن عنق در سام‌نامه براساس دیدگاه انطباق در حماسه‌ها». پژوهشنامۀ ادب حماسی، سال دهم، شمارۀ 17، صص. 154ـ135.

    بلخاری قهی، حسن (1395). سرگذشت هنر در تمدن اسلامی: موسیقی و معماری. تهران: سورۀ مهر.

    بورکهارت، تیتوس (1365). مجموعۀ هنر اسلامی 2: زبان و بیان. مترجم: مسعود رجب‌نیا، تهران: سروش.

    بورکهارت، تیتوس (1400). هنر مقدس: اصول و روش‌ها. مترجم: جلال ستاری، تهران: سروش.

    بهروزی‌پور، حسین؛ امیرحاجلو، سعید (1397). «نقش و کارکرد نگارگری در مشروعیت مذهبی حکومت ایلخانان با تأکید بر نمادهای شیعی در نگارگری‌های جامع‌التواریخ رشیدی و آثارالباقیه بیرونی». تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، سال نهم، شمارۀ 33، صص. 166ـ 143.

    پاکباز، رویین (1384). نقاشی ایران. تهران: زرین و سیمین.

    تودوروف، تزوتان (1398). منطق گفت‏وگویی میخائیل باختین. مترجم: داریوش کریمی، تهران: مرکز.

    جعفریان، رسول (1378). تاریخ ایران اسلامی؛ دفتر سوم: از یورش مغولان تا زوال ترکمانان (قرن هفتم تا نهم هجری). تهران: دانش و اندیشۀ معاصر.

    خامه‌یار، احمد (1393). «جایگاه دینی قنبر، غلام علی(ع) نزد مردم ایران با تکیه بر متون فرهنگ عامه همراه با تصحیح نسخۀ داستان فتح حبشه»، بساتین، سال اول، شمارۀ 2، صص. 50-27.

    دانش، کاظم؛ خزایی، محمد (1399). «نمادشناسی رنگ سبز در فرهنگ و هنر ایرانی ـ اسلامی». پیکره، دوره نهم، شمارۀ 19، صص. 29ـ18.

    دشتی‌زاده، مریم؛ امیری، عاطفه (1403). «تحلیل آیکونوگرافیک نگاره‌های شخصیت «عوج‌بن عنق» در عجایب‌المخلوقات قزوینی». نگره، دوره نوزدهم، شمارۀ 72، صص. 127-113.

    زارعی، سمیه؛ حاج‌محمدحسینی، همایون (1403). «تحولات هنر کتاب‌آرایی قراقویونلوها در دورۀ پیربوداق با تأکید بر کاتبان نیمۀ دوم قرن نهم هجری (758ـ178 هـ.ق)»، هنرهای زیبا: هنرهای تجسمی، دوره بیست‌و‌نهم، شمارۀ 3، صص. 75ـ63.

    شاطر، محمدکاظم (1389). «بشارت‌های عهدین در مورد پیامبر اکرم(ص)»، پژوهش‌نامۀ قرآن و حدیث، شمارۀ 7، صص. 134ـ 111.

    شاهمرادی، سیدمحمود؛ منتظرالقائم، اصغر (1392). «تشیع قراقویونلوها (872ـ780 هـ.ق.)». پژوهش‌های تاریخی (دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی)، سال چهل‌و‌نهم، دوره جدید، سال پنجم، شمارۀ 1 (پیاپی 17)، صص. 72ـ49.

    شایسته‌فر، مهناز (1379). «رابطۀ مذهب و نگارگری دورۀ تیموریان و اوایل صفویان». مدرس علوم انسانی، دوره چهارم، شمارۀ 2، صص. 40ـ25.

    شایسته‌فر، مهناز (1384). مجموعۀ آثار هنر اسلامی؛ هنر شیعی: عناصر هنر شیعی در نگارگری و کتیبه‌نگاری تیموریان و صفویان. تهران: مطالعات هنر اسلامی.

    شریفی، علی؛ جوکار، مجید (1389). «رنگ سفید ازمنظر قرآن و روان‎شناسی»، پژوهشنامۀ علوم و معارف قرآن کریم، سال دوم، شمارۀ 7، صص. 108ـ91.

    شکرپور، شهریار؛ مهدی‌پورمقدم، زهرا (1401). «تحلیل زیورآلات معاصر هند با رویکرد گفت‏وگومندی میخائیل باختین (مطالعۀ موردی: زیورآلات سال 2020م.)»، کیمیای هنر، سال یازدهم، شمارۀ 43، صص. 22ـ7.

    شوشتری، قاضی سیدنورالله (1375 هـ.ق.). مجالس‌المؤمنین. جلد دوم، تهران: اسلامیه.

    صیادی سیدمحله، کیمیا؛ سروش، محمدمهدی (1402). «نگاهی بر حکمت و نگرش رنگ‌ها در ادیان ابراهیمی ایران». در سومین کنفرانس بین‌المللی معماری، عمران، شهرسازی، محیط‌زیست و افق‌های هنر اسلامی در بیانیۀ گام دوم انقلاب، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، 17 اسفند، .

    عابدین‌پور جوشقانی، وحید؛ سمائی دستجردی، معصومه (1396). «درون‌مایه‌های شیعی در هنر عصر تیموری با تأکید بر خط و خوش‎نویسی». پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام، دوره یازدهم، شمارۀ 21، صص. 184ـ163.

    عبادی، مهدی (1388). «حکومت‌گران و تحولات مذهبی آذربایجان (از برافتادن ایلخانان تا برآمدن صفویان)». تاریخ و تمدن اسلامی، سال پنجم، شمارۀ 10، صص. 140ـ107.

    غیاثیان، محمدرضا (1400). «سیر تکامل تصاویر عوج‌ بن عنق در نگارگری ایران (سده‌های هفتم تا دهم هجری قمری)». نامۀ هنرهای تجسمی و کاربردی، دوره چهاردهم، شمارۀ 31، صص. 70ـ53.

    فدایی تهرانی، مریم (1402). «طراز اسلامی یا تراز ساسانی، کلاووس ـ تابلیون مسیحی»، پیکره، دوره دوازدهم، شمارۀ 32، صص. 87ـ71.

    کاشی‌زاده، ملیحه‌السادات؛ عبدالحسین فرزاد؛ طهماسبی، فرهاد (1399). «تحلیل گفتمان زنانه در رمان کولی کنار آتش اثر منیرو روانی‌پور با رویکرد گفت‏وگومندی میخائیل باختین» زبان و ادب فارسی (دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج)، سال دوازدهم، شمارۀ 43، صص. 156ـ129.

    کنبای، شیلا (1389). مجموعۀ آثار هنر اسلامی 2؛ نگارگری ایرانی. مترجم: مهناز شایسته‌فر، تهران: مطالعات هنر اسلامی.

    گرابار، اولگ (1404). شکل‌گیری هنر اسلامی. مترجم: مهدی گلچین عارفی، تهران: حکمت.

    مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (1403). بحارالانوار. جلد چهل‌وچهارم، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

    محمدی وکیل، مینا (1399). «رویکرد سه دین بزرگ اسلام، مسیحیت و یهود در باب شمایل و شمایل‌نگاری». معرفت، سال بیست‌و‌نهم، شمارۀ 2 (پیاپی 269)، صص. 52ـ41.

    مهدی‌پورمقدم، زهرا (1401). «گفتگومندی ترافرهنگی در زیورآلات معاصر هندوستان (2020ـ1999 میلادی)». پایان نامۀ دکترا، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، دانشکدۀ هنرهای صناعی.

    مهدی‌پورمقدم، زهرا؛ شکرپور، شهریار؛ رضازاده، طاهر (1402). «مؤلفه‌های گفت‌وگومندی باختینی در زیورآلات معاصر هندوستان با نقش‌مایۀ جانوری»، نگارینۀ هنر اسلامی، دوره دهم، شمارۀ 25، صص. 190ـ174.

    مهدی‌زاده، علیرضا (1395). «تحلیل نگاره‌های دارای مضمون شیعی مربوط به دوره‌های ایلخانی، تیموری و ترکمن براساس گفتمان تشیع (دوازده‎امامی)». نگارینۀ هنر اسلامی، دوره سوم، شمارۀ 9، صص. 83ـ66.

    نامورمطلق، بهمن (1394). درآمدی بر بینامتنیت: نظریه‌ها و کاربردها. تهران: سخن.

    ولوی، علیمحمد؛ بختیاری، شهلا (1389). «سیاست مذهبی خلفای راشدین». مطالعات تاریخ اسلام، سال دوم، شمارۀ 6، صص. 173ـ151.

    همتی گلیان، عبدالله (1389). «طراز در تمدن اسلامی (از تأسیس تا عصر ممالیک)». مطالعات اسلامی: تاریخ و فرهنگ، سال چهل‌و‌دوم، شمارۀ 84، صص.  122ـ103.

    • Bakhtin, Mikhail Mikhailovich. (1986). Speech genres and other last essays. Eds. Caryl Emerson & Michael Holquist. Trans. Vern W. McGee. Texas: Univ of Texas press.
    • Graf, Anastasia. (2005). “Representing the other: A conversation among Mikhail Bakhtin, Elizabeth Bishop, and Wislawa Szymborska”, comparative literature, 57, No. 1, Pp. 84- 99.
    • Marchenkova, Ludmila A. (2005). “Interpreting dialogue: Bakhtin's theory and second language learning”, PhD diss, School of the Ohio state University, Columbus, United States.
    • Moinuddin, K. (1971). a monograph on Muharram, India: Andhra predesh census of India.
    • Norouzian, Giti. (2019). “The prophet Muhammad and his companions and “Musa va OJ”: a comparison of two paintings”, journal of British institute of Persian studies, Pp. 1-17.
    • Serra, M. Folch. (1990). “Place, voice, space: Mikhail Bakhtin's dialogical landscape”, Environment and planning: society and space, No. 8, Pp. 255- 274.

    منابع اینترنتی