سیر تطور نقوش و فنون آرایه‌های معماری در مساجد تاریخی خراسان؛ از دوره سلجوقی تا دوره صفوی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

2 دانشجوی دکتری معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

10.22077/nia.2026.10201.1997

چکیده

نقوش و فنون اجرایی تزئینات معماری در مساجد، به‌طور عام و به‌ویژه در مساجد تاریخی خراسان، علاوه بر جنبه‌ زیبایی‌شناختی، نقش مهمی در القای مفاهیم قدسی و معنوی نیز داشته‌اند. بااین‌حال، کمتر پژوهشی جامع و دوره‌بندی‌شده، که به بررسی تطبیقی سیر تطور نقوش و فنون تزئینی این مساجد در بستر تحولات تاریخی بپردازد، انجام شده است. این پژوهش، با هدف تحلیل سیر تحول نقوش و فنون آرایه‌های معماری مساجد خراسان از دوره سلجوقی تا دوره صفوی، تلاش دارد تا نقوش غالب در هر دوره را شناسایی کرده و رابطه آن‌ها با فنون اجرایی هم‌عصر را تبیین کند. بر این اساس، دو پرسش شکل گرفته است. نخست این‌که در ادوار مختلف تاریخی، چه نقوشی بیشترین فراوانی را در مساجد خراسان داشته‌اند؟ و دیگر این‌که فنون اجرائی به‌کاررفته در آرایه‌های مساجد، چه بوده و فراوانی آن‌ها چگونه بوده ‌است؟ پژوهش حاضر با فرض بر این‌که هر دوره تاریخی، متأثر از شرایط خاص خود، آرایه‌های متفاوتی از نقوش و فنون را ارائه داده و روندی تکاملی یا تغییریافته را در تزئینات مساجد رقم زده، انجام شده است. روش تحقیق از نوع تاریخی‌- تحلیلی است و داده‌ها از طریق مطالعه اسنادی، برداشت‌های میدانی و تحلیل آثار موجود گردآوری شده‌اند. از میان تعداد 55 باب مسجد شناسایی‌شده، تعداد ۳۲ باب مسجد به‌عنوان حجم نمونه، انتخاب و بر اساس چهار دوره تاریخی، طبقه‌بندی و تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهند که نقوش هندسی و کتیبه در تمامی ادوار حضور پررنگی داشته‌اند و تقریباً تمامی نقوش تزئینی، در این دو دسته‌بندی قرار گرفته‌اند؛ هرچند همواره، نقوش هندسی، نقش غالب تزئینی بوده‌اند؛ بدین صورت که در دوره‌های سلجوقی و خوارزمشاهی، نقوش هندسی، نقش غالب بوده‌اند؛ در دوره ایلخانی، فراوانی کتیبه‌ها بیشتر شده و به نقوش هندسی نزدیک شده‌اند؛ در دوره تیموری، بار دیگر، استفاده از نقوش هندسی اوج گرفته‌ است؛ و در دوره صفوی، باتوجه به استفاده یکسان از نقوش ترئینی، نقش غالبی مشاهده نمی‌شود. از منظر فنون اجرایی تزئینات، نتایج نشان می‌دهند که میزان استفاده از آجرکاری، گچ‌بری، کاشی‌کاری و سنگ‌کاری در ادوار مختلف تفاوت‌هایی داشته‌اند. بدین‌ صورت که در دوره‌های سلجوقی و خوارزمشاهی، آجرکاری فن غالب بوده است؛ در دوره ایلخانی، گچ‌بری؛ و در دوره تیموری، فنون گچ‌بری و کاشی‌کاری، آرایه‌های پر تکرار در مساجد خراسان بوده‌اند. همچنین در این دوره، سنگ‌کاری، به‌عنوان فن نوظهور تزئینی، جایگاهی ویژه پیدا کرده که در دوره صفوی، خود را به‌عنوان آرایه‌ای پر تکرار مطرح می‌نماید. در دوره صفوی، باتوجه به استفاده هم‌زمان از تمامی فنون اجرایی، فن غالبی مشاهده نمی‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Evolution of Motifs and Techniques of Architectural Ornaments in the Historical Mosques of Khorasan; From the Seljuk to the Safavid Period

نویسندگان [English]

  • Mohsen Tabassi 1
  • Behzad Zareei 2
1 Associate Professor, Department of Architecture, Ma.C., Islamic Azad University, Mashhad, Iran.
2 Ph.D. Student, Faculty of Art and Architecture, Yazd University, Yazd, Iran.
چکیده [English]

Architectural decorative motifs and their executive techniques in mosques, in general and particularly in the historical mosques of Khorasan, have not only served an aesthetic function but have also played a significant role in conveying sacred and spiritual concepts. However, few comprehensive and periodized studies have undertaken a comparative analysis of the evolutionary trajectory of these decorative motifs and techniques within the context of historical developments. This research aims to analyze the course of this evolution in the architectural ornamentation of Khorasan's mosques from the Seljuk to the Safavid period, seeking to identify the predominant motifs in each era and elucidate their relationship with contemporary executive techniques. Accordingly, two primary research questions have been formulated: First, which motifs exhibited the highest prevalence in the mosques of Khorasan across different historical periods? And second, what were the executive techniques employed in the ornamental features of these mosques, and what was the distribution of their usage? The present study proceeds from the premise that each historical period, influenced by its specific conditions, presented distinct repertoires of motifs and techniques, thereby engendering either an evolutionary or a transformative trend in mosque decoration. The research methodology is historical-analytical, with data gathered through documentary study, field surveys, and analysis of extant artifacts. From a total of 55 identified mosques, a sample of 32 mosques was selected, classified, and analyzed according to four historical periods. The findings indicate that geometric patterns and epigraphic bands (inscriptions) were prominently present throughout all periods, with nearly all decorative motifs falling into these two categories; although geometric motifs consistently maintained a position of decorative dominance. Specifically, geometric patterns were the predominant decorative element during the Seljuk and Khwarazmian periods. In the Ilkhanid period, the prevalence of inscriptions increased, approaching that of geometric motifs. During the Timurid era, the use of geometric motifs surged once again to its peak. In the Safavid period, given the relatively equal utilization of various decorative motifs, no single dominant motif is distinctly observable. From the perspective of executive techniques for ornamentation, the results demonstrate variations in the extent of usage for brickwork, stucco carving, tilework, and stone masonry across different eras. Brickwork was the predominant technique in the Seljuk and Khwarazmian periods. Stucco carving gained prominence during the Ilkhanid period. In the Timurid era, the techniques of stucco carving and tilework were the most recurrent ornaments in Khorasan's mosques. Furthermore, during this period, stone masonry emerged as a novel decorative technique, acquiring a distinct status which, by the Safavid period, established itself as a frequently employed ornament. In the Safavid period, due to the concurrent application of all executive techniques, no single dominant technique is markedly evident.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Architectural Ornaments
  • Decorative Motifs
  • Decorative Techniques
  • Khorasan
  • Historical Mosques
اسمعیلی جلودار، محمداسماعیل و دیگران (1402). «منظر فرهنگی تون/ فردوس در اواخر دورۀ ساسانی و صدر اسلام براساس تفسیر بافت تاریخی و باستان‌شناختی آن». پژوهشنامۀ خراسان بزرگ، دورۀ چهاردهم، شمارۀ ۵۳، صص. ۲۲-۱.
پیرنیا، محمدکریم (1369). سبک‌شناسی معماری ایرانی. تدوینِ غلامحسین معماریان، تهران: سروش دانش.
حسینی، سیدمحسن (1393). مساجد تاریخی خراسان. مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی.
راشدنیا، زهرا؛ صالحی کاخکی، احمد (1402). «وارسی محراب‌های گچ‌بری مسجد کرمانی تربت‎جام و تاریخ‌گذاری آن‌ها». هنرهای صناعی خراسان بزرگ، دورۀ یکم، شمارۀ ۴، صص. ۲۲ـ۱.
زمانی، محبوبه؛ اکبری، امیر (1402). «ساختارمندی معماری مساجد سنتی خراسان بزرگ در تمدن اسلامی برمبنای تحلیل عوالم سه‌گانه در عصر سلجوقیان تا صفویان (قرن ششم تا یازدهم)». تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، سال چهاردهم، شمارۀ ۵۲، صص. ۱۳۶ـ۱۱۱.
زینلیان، مریم؛ وثیق، بهزاد؛ مظهری، محمدابراهیم (1403). «سیر تحول کالبدی ـ فضایی آرامگاه ـ مسجد در خراسان بزرگ». پژوهشنامۀ خراسان بزرگ، دورۀ پانزدهم، شمارۀ ۵۶، صص. ۲۷ـ۱.
سام‏خانیانی، علی‌اکبر و دیگران (1402). «معرفی و تحلیل کتیبه‌های مسجد جامع قائن». مطالعات فرهنگی ـ اجتماعی خراسان، سال هجدهم، شمارۀ 2، صص. ۹۴ـ۵۳.
شیخی، علیرضا؛ خلوصی‎راد، زینب (1398). «مطالعۀ کتیبه‌ها و آرایه‌های تزئینی مسجدجامع خوارزمشاهی گناباد». هنرهای زیباـ هنرهای تجسمی، دورۀ بیست‌وچهارم، شمارۀ ۳، صص. ۸۹ـ۷۷.
صابرمقدم، فرامرز (1401). «واکاوی کتیبۀ نویافتۀ مسجد کرمانی (مجموعۀ آرامگاهی شیخ‌احمد جام)». در مفاخر میراث فرهنگی ایران (۶)، به‌کوشش رایت منصور، تهران: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشکری. صص. ۴۷۵ـ۴۴۵.
طبسی، محسن؛ موسوی، سپیده (1395). «سیر تداوم مفهومی عدل و امامت در نقوش تزئینی معماری دورۀ تیموری و صفوی؛ با تأکید بر نقوش مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد امام اصفهان». پژوهشنامۀ خراسان بزرگ، دورۀ هفتم، شمارۀ ۲۵، صص. ۸۸ـ۷۳.
فرامرزی، مانا؛ نامی، حسن؛ مسجدی خاک، پرستو (1399). «بررسی کتیبه‌های حکومتی شمال شرق ایران در دورۀ صفوی با تأکید بر موضوعات اجتماعی و اقتصادی (مطالعۀ موردی: نیشابور، سبزوار، تربت‎جام و مشهد)». پژوهشنامۀ خراسان بزرگ، دورۀ دهم، شمارۀ ۴۱، صص. ۵۶ـ۳۵.
کاظم‌‎پور، مهدی؛ اکبری، رضا؛ عبداللهی‎فرد، ابوالفضل (1402). «مطالعه و واکاوی نقش‎مایه‌های آجری در مسجدـ مدرسۀ ملک‌زوزن شهرستان خواف». پژوهشنامۀ خراسان بزرگ، دورۀ چهاردهم، شمارۀ ۵۰، صص. ۱۲۴ـ۹۱.
کاکوئی، فهیمه؛ حاج‎محمدحسینی، همایون (1402). «تحلیل موازین خوش‎نویسی در کتیبۀ کوفی تزئینی مسجد گنبد سنگان». ششمین کنفرانس بین‌المللی و هفتمین کنفرانس ملی مهندسی عمران، معماری، هنر و طراحی شهری، دانشگاه هنر اسلامی تبریز.
کیانی، محمدیوسف (1387). تاریخ هنر معماری ایران در دورۀ اسلامی. تهران: سمت.
لباف خانیکی، رجبعلی؛ صابرمقدم، فرامرز (1385). مساجد خراسان: از آغاز تا دوران معاصر. تهران: سازمان میراث فرهنگی، صنایع‎دستی و گردشگری.
منصوری، کاوه؛ پارسی، فرامرز؛ رحیمی کلهرودی، فرشید (1400). «سیر تحول مسجدجامع فرومد با تأکید بر افزوده‌های دورۀ ایلخانی». معماری ایرانی، سال دهم، شمارۀ ۱۹، صص. ۱۲۴ـ۹۱.
 
- Baer, Eva. (1992). Islamic Ornament. Edinburgh: Edinburgh University Press.
- Blair, Sheila S. (2006). Islamic Calligraphy. Edinburgh: Edinburgh University Press.
- Ettinghausen, Richard & Grabar, Oleg. (1987). The Art and Architecture of Islam 650-1250. Harmondsworth: Penguin Books.
- Golombek, Lisa. (1995). The Timurid Architecture of Iran and Turan. Princeton: Princeton University Press.
- Grabar, Oleg. (1973). The Formation of Islamic Art. (Revised and Enlarged Edition). New Haven: Yale University Press.
- Hill, Derek. (1976). Islamic Architecture and its Decoration. London: Faber & Faber.
- Hillenbrand, Robert. (1994). Islamic Architecture: Form, Function, and Meaning. Edinburgh: Edinburgh University Press.
- Melville, Charles (Ed.). (2020). Safavid Persia in the Age of Empires (The Idea of Iran, Vol. X). London: I.B. Tauris.
- Necipoğlu, Gülru. (1995). The Topkapi Scroll: Geometry and Ornament in Islamic Architecture. Santa Monica: Getty Center for the History of Art and the Humanities.
- O’Kane, Bernard. (2006). Timurid Architecture in Khorasan. Costa Mesa: Mazda Publishers.